باتوجه به تاثير گسترده و عميق انقلاب ديجيتال برهمه حوزه هاي زندگي فردي و جمعي ، از جمله ، تجارت ، كار ، توليد ، اوقات فراغت ، آموزش ، خريد ، فروش ، توزيع ، جنگ ، مناسبات اجتماعي ، پژوهش و يادگيري و اصولا" همه فعاليت هاي اجتماعي ، جا دارد كه بحث كيفيت زندگي به طور جدي در اين چارچوب با طرح اين سوال ها مطرح شود كه آيا در عصر حاضر بدون بهره گيري از مواهب جامعه اطلاعاتي مي توان براي زندگي مردم شرايطي را فراهم آورد كه در شأن زندگي انسان باشد ؟ کامل
"...بررسي ارتباطات بين الملل زمينه مطالعه موضوعاتي را فراهم ساخته است: مطالعات پروپاگاندا، جريان نامتوازن اخبار و سرگرمي ها ميان كشورها، تسلط هاليوود در توليد و پخش برنامههاي تصويري در جهان، عوامل زيربنايي و ملزومات ظهور موسسات فرستنده ديجيتالي بزرگ (همچون مخابرات، نرم افزار و كمپاني هاي رسانهاي آنلاين)، نقش دولت در شكلگيري رسانههاي ملي،نقش سازمانهاي بينالمللي در شكل دهي به صنايع، جريانات و كاربردهاي رسانههاي جهاني..." کامل

کتابخانه هاى الكترونيك: فرصتها و چالشها
کتاب هفته در شماره ۲۲۱ خود مطلبی جالب را برای علاقه مندان به کتابخانه های الکترونیک چاپ کرده است. خواندن آن خالی از لطف نیست.
نویسنده: سوزان بى.بارنارد )رئيس بخش خدمات دسترسى كتابخانه دانشگاه كنت اسميت(
ترجمه: محمدحسن خطيبى بايگى
مفهوم اساسى كتابخانه به مثابه تأمينكننده منابع اطلاعاتى، ادبى و سرگرمىها براى همه شهروندان در جوامع متمدن يكى از ارزشهاى ديرينه محسوب مىشود. شايد كتابخانه مهمترين ابزار عرضه كتاب در مقياس وسيع به خوانندگان است.
اگر چه كه كتابخانه ها برخلاف نمايندگىهاى فروش، براى ناشران رابطه مستقيمى بين درآمد و تعداد جلدهاى فروخته شده و يا خوانده شده برقرار نمىكنند، با اين وجود، بازار كتابخانه ها براى ناشران انواع كتب، بسيار مهم است. معمولاً كتابخانه ها به نسبت افراد قيمت بالاترى براى كتاب مىپردازند چرا كه هر مطلبى در كتابخانه مورد استفاده چندين نفر قرار مىگيرد.
علاوه بر كتابخانه هاى عمومى اكثر نهادهاى آموزشى، ادارات دولتى، شركتهاى بزرگ و مؤسسات غيرانتفاعى كتابخانه ها را به عنوان ابزارى در جهت خدمت به ارباب رجوع خود مىدانند.
همه كتابخانه ها به جز كتابخانه هاى خصوصى داراى ويژگىهايى است كه به ارباب رجوع آن كتابخانه مربوط مىشود. اين ويژگىها عبارت است از:
1- وجود مقياس وسيع و متنوعى از كالاها (goods) كتب، مقالات،... و مجموعه هايى كه به خوانندگان امكان انتخاب مىدهد.
2- وجود مجموعه هايى كه از منابع نسبتاً بىشمار استخراج شده باشند.
3- گردآورى اطلاعاتى از قبيل تعداد ارباب رجوع كتابخانه ها و نيازها و علايق آنان.
4- جمعآورى مطالبى كه استفاده از آنها آسان بوده، داراى شكل، فرمت و استاندارد جهانى و قابل حمل است. 5- و از همه مهمتر اينكه دسترسى به اين كالاها )كتب، مقالات، نشريات و...( براى همه آزاد باشد.
»كتابها« در گستره كتابخانه
در همه كتابخانه ها بين دو نوع آثار چاپى تفاوت گذارده مىشود. يكى از اين دو نوع تكنگارىها (Monographs)هستند؛ آنچه كه عوام به نام »كتاب« مىشناسد. نوع ديگر نشريات ادوارى (Serial) هستند كه شامل روزنامه ها، مجلات، نشريات و... هستند. معمولاً تكنگارىها يا همان كتابها راجع به يك موضوع خاص به نگارش در مىآيند و معمولاً در يك جلد يا بيشتر و در تاريخ خاصى منتشر مىشوند. ولى نشريات ادوارى در فاصله هاى زمانى معين منتشر مىشوند؛ كه ممكن است روزانه باشد، هفتگى باشد، ماهانه باشد و... مطالب نشريات از موضوعاتى تشكيل شده كه ممكن است به هم مربوط باشند يا مربوط نباشند. تفاوت ميان اين دو نوع تمام مراحل آسايش و كنترل در كتابخانه را تحت تأثير قرار داده است - از انتخاب و خريد كتاب گرفته تا فهرستنويسى، قفسه چينى و گردش كتاب در دست ارباب رجوع.
كتابخانه ها اكثر بودجه خود را صرف خريد تكنگارىها )كتب( و نشريات ادوارى مىكنند. خريد كتاب معمولاً فقط يك بار صورت مىگيرد ولى نشريات ادوارى دائماً از طريق حق اشتراك به كتابخانه ها تحويل داده مىشود. همچنين تحويل رسيد و فهرستنويسى براى كتابها فقط يك بار صورت مىگيرد ولى براى نشريات ادوارى نامحدود است. قابل گردش بودن كتاب در دست ارباب رجوع و همچنين مدت امانت دادن كتاب يا نشريه بستگى به جايگاه و ارزش آن كتاب يا نشريه دارد.
كتابخانه ها در تلاش براى تهيه مجموعه وسيعى از منابعى كه نياز مراجعان را برطرف كند، مطالب را در اندازه ها و فرمتهاى گوناگون گردآورى مىكنند و علاوه بر كتب از وسايل سمعى و بصرى، ميكروفورمها، منابع الكترونيك و... نيز بهره مىبرند. هم اكنون »كتاب الكترونيك« به عنوان آخرين دستآورد مورد استفاده دانشگاهيان و ديگر افراد قرار گرفته است.
الكترونيك و ارائه خدمات در كتابخانه
هم اكنون كه در آغاز قرن بيست و يكم هستيم، بسيارى از افراد با فرمتهاى الكترونيك بسيارى از آثار آشنا هستند، آثارى از قبيل كتب مرجع )فرهنگ لغات و دانشنامه ها(، فهرستهاى ادوارى و چكيدهنويسىها و اخيراً هم نشريات الكترونيكى. اين مطالب به آسانى با فرمتهاى الكترونيك تطبيق پيدا كرده و روى هم رفته به آسانى از سوى ارباب رجوع كتابخانه پذيرفته مىشود.
اگرچه ممكن است اين آثار جايگزينى براى آثار چاپى نباشد ولى مىتواند در كنار مخزن كتابخانه به عنوان ابزارى كه دسترسى به آن به آسانى ممكن است مورد استفاده قرار گيرد.
كتابخانه ها در تغيير متون چاپى به ديگر فرمتها نقش اساسى ايفا مىكنند. )مثلاً آثار چاپى را به منظور حفظ و نگهدارى به ميكروفيلم تبديل مىكنند(. برخى كتابخانه ها خود اين تغييرات را انجام مىدهند ولى برخى ديگر آثارشان را به مراكز مربوط فرستاده تا تبديل به فرمتهاى ديگرى شود. مثلاً اكثر كتابخانه هاى دانشگاهى نسخه هاى چاپى از رساله و پاياننامه هاى خود را به مركز بينالمللى ميكروفورمهاى دانشگاهى (UMY) مىفرستند تا اين نسخه ها در آنجا تبديل به ميكروفيلم و ديجيتال شده و سپس در دسترس علاقهمندان قرار گيرد.
امروزه با توجه به حدود استفاده عادلانه از آثار و ديگر شروط مربوط به كپىرايت، كتابخانه هاى دانشگاهى مكرراً مجموعه هايى از آثارشان را اسكن مىكنند كه اين كار ممكن است به خاطر حفظ و نگهدارى آثار صورت گيرد يا به خاطر اينكه اين آثار به راحتى در دسترس مراجعان قرار گيرد.
مثلاً يكى از خدمات مشتركى كه از اواسط دهه 1990 در كتابخانه هاى دانشگاهى گسترش پيدا كرد، ذخيره كتب به صورت الكترونيك بود (electronic reserves). ذخيره كتاب به شكل سنتى آن كتابخانه ها با توجه به سطح مطالب و مقاطع تحصيلى دانشجويان و مدرسان مطالبى را در اختيار آنان قرار مىدادند. اما ذخيره كتب و مقالات به صورت الكترونيك مطالب را براى هر دورهاى گردآورى كرده و آنها را براى استفاده دانشجويان در onlineقرار مىدهند.
ذخيره كتب و مقالات و... به شكل الكترونيك نسبت به مشابه هاى چاپى داراى امتيازاتى است، بدين معنى كه همزمان در دسترس همه دانشجويان در هر مقطعى قرار گرفته و كتب و مقالات با تماس بدنى، فتوكپى گرفتن و... خراب نمىشود و زمانى كه آثار بر روى شبكه online ذخيره شد، دسترسى افراد به زمان و مكان خاصى محدود نخواهد شد.
هم اكنون كتابخانه هاى مدرن خدمات ديگرى را نيز از طريق متون الكترونيك ارائه مىدهند. نرمافزار Aniel كه در اوايل دهه 1990 توسط گروه تحقيقات كتابخانه هاى دانشگاهى (Research libraries Group) گسترش پيدا كرد، داد و ستد ميان كتابخانه ها را ميسر كرده و موجب شد كتابخانه ها با اسكن مقالات و مطالبشان بر روى اينترنت نيازها و در خواستهاى مراجعان خود را پاسخ گويند. از طريق اين نرمافزار اسناد و مدارك مورد نياز مراجعان به يكى از كتابخانه هاى محلى فرستاده شده، در آنجا اين اسناد پرينت گرفته مىشود و تحويل مراجعان محلى مىشود. ولى هم اكنون جديدترين نوع نرمافزار Ariel اسناد در خواست شده را مستقيماً از كتابخانه اصلى از طريق E.mail تحويل متقاضيان مىدهد و تحويل آن را، حتى از كتابخانه هاى بسيار دور ممكن ساخته است.
از ديگر روشهاى تحويل اسناد و مدارك مورد نياز به متقاضيان اين است كه كتابخانه ها با استخدام برنامهنويس كامپيوتر يا استفاده از نرمافزارهاى تجارى اين اسناد را بر روى سايتهايى اسكن مىكنند و متقاضيان فقط از طريق دادن اسم رمز (Password) مىتوانند از مطالب موجود در آن سايتها استفاده كنند.
بنابراين مفهوم كتابخانه به عنوان گردآورنده اصلى مطالب و موضوعات براى مراجعان در حال تغيير است و مىرود تا تكنولوژىهاى نوين و ابزار الكترونيك را در محيطى مجازى دربرگيرد. با اين حال اين سؤال مطرح مىشود كه چگونه كتابخانه ها تحت تأثير ابزار الكترونيك و كتب الكترونيك قرار گرفته يا از آنها استفاده خواهند كرد؟
چرا كتابهاى الكترونيك؟ ويژگىها و پتانسيلها
با نگاهى اجمالى به اخبار و تبليغات در خصوص سختافزارها و نرمافزارهاى كتاب الكترونيك و سيستمهاى حمايتكننده متوجه انگيزه ها و برنامه هاى پديدآورندگان اين ابزار خواهيم شد. واضح است كه كتابهاى الكترونيك هزينه هاى ناشران را كاهش مىدهد. هزينه هايى از قبيل هزينه توليد، انباردارى و... . همچنين با فروش مستقيم كتاب به خوانندگان اصلى، واسطه ها و دلالها را در بازار از بين مىبرد. ناشران نيز شيفته تكنولوژىهاى رمزگذارى اين افزارها شدهاند چرا كه مانع از چاپ و كپى كل كتاب توسط ديگران مىشود. توليدكنندگان دستگاه كتاب الكترونيك تصديق مىكنند كه هدف اصلى فروش كتابهاست نه وسيله ديگرى به نام Softbook’s Quick start package براى سازمانها و مؤسسات تجارى سيستم كاملى از ارائه، ذخيره و توزيع، دسترسى به اسناد را فراهم مىكند و اگر چه به وضوح بيان نشده اما مىتوان چنين استنباط كرد كه يك دليل ساده گرايش سرمايهدارى به پديدآوردن اين ابزار موفقيتآميز اين است كه از لحاظ تكنولوژيكى اين كار ممكن بوده و هر چند مشكلات و چالشهايى بر سر راه است اما نتيجه بسيار عالى خواهد بود. منافع و مزاياى بالقوه دستگاه كتاب الكترونيك براى كاربران بسيار مهم است. اين موضوعات در همايشها و رسانه ها مفصلاً مورد بحث قرار گرفته است. اما در اين ميان يك نكته فراموش شده است و آن اين است كه ميليونها نفر به كتابخانه ها به عنوان اصلىترين منبع تهيه كتاب و يا به عنوان منبعى فرعى براى تهيه كتاب متكى هستند.
كتابهاى الكترونيك موجود به عنوان ابزارى براى پخش وسيع كتاب و مقالات به خوانندگان اشتباهاً با كتابخانه ها مقايسه مىشوند.
برخى از محدوديتهاى كتابهاى الكترونيك از اين قرار است: 1- فهرست بسيار محدودى از كالاها )كتب، مقالات و...( كه در هر فروشگاه عرضه مىشود.
2- نبود معيارها و استانداردى براى قالبها و فرمتها در ميان توليدكنندگان و فروشندگان.
3- نبود فهرستگان جهانى.
4- قيمت بالا.
ماهيت اختصاصى بودن كتابهاى الكترونيك كه هم اكنون در دسترس هستند، مانع از اين مىشود كه اين وسايل براى خوانندگان جدى جذاب باشد. مثلاً اگر يك كتابخانه دانشگاهى را كه مراجعانش دانشجو هستند در نظر بگيريم مىبينيم كه اين كتابخانه فهرست قابل ملاحظهاى از كتب، نشريات، اسناد دولتى و ديگر آثار منتشر شده را در قرنهاى مختلف و در سرتاسر جهان و اطلاعاتى از قبيل زبان، موضوع و سطح مطالب را به مراجعان ارائه مىدهد. دانشجويان فقط به فهرست كتابخانه دانشگاه خود محدود نيستند و همگى بىدرنگ مىتوانند به فهرست كتابخانه هاى ديگر نقاط جهان دست يابند و با كمى محدوديت مىتوانند هر مطلبى را از هر نقطه از جهان به دست آورند. همه اين كارها به بركت وجود همكارى ميان كتابخانه ها ميسر شده است. فقط در ايالت اوهايو، كنسرسيوم ohialink به 74 دانشگاه و مؤسسه رسانهاى اجازه مىدهد تا در فهرستى كه بيش از هفت ميليون از عناوين منحصر به فرد را در بر مىگيرد به جستوجو بپردازند. اين مقالات متعلق به كتابخانه هاى عضو اين شبكه در سر تا سر آمريكاست. همچنين اين شبكه اين امكان را به مراجعان مىدهد كه مطالب مورد نياز خود را از طريق online سفارش داده تا اين مطالب در عرض 2 يا 3 روز از طريق كتابخانه هاى محلى كه عضو اين شبكه هستند، تحويل آنان گردد. در سال 1998 فقط 550875 عنوان كتاب از طريق اين شبكه تقاضا شد. اين ميزان را با حدود 100 عنوانى كه هم اكنون اشارات softbook ارائه داده مقايسه كنيد. )منظور كتب الكترونيك منتشر شده است(.
عدم وجود هماهنگى و يكپارچگى بين آثارى كه توسط ناشران كتاب الكترونيك فراهم مىآيد و نبود فهرست مشترك و جهانى از اين آثار خوانندگان را در يافتن منابع مورد نياز با مشكل مواجه مىسازد. نرمافزارهاى اختصاصى و تكنولوژىهاى رمزگذارى كه دسترسى به اين آثار را محدود مىكنند و نبود يك استاندارد جهانى اين مشكل را بغرنجتر مىكند.
با اين وجود، دستگاههاى (device) كتاب الكترونيك نسبت به كتابهاى چاپى و نشريات الكترونيك جارى داراى مزايايى است. مهمترين مزيت آن نسبت به كتب چاپى، گنجايش زياد آن است. قابل حمل بودن آن هم مزيتى به نسبت نشريات الكترونيكى است. براى اين منظور به مزاياى بالقوه يك دستگاه كتاب الكترونيك براى خوانندگان نشريات الكترونيكى كه شبكه Ohiolink در اختيار آنان مىگذارد توجه كنيد.
براساس قراردادى كه ميان انتشارات دانشگاهى (Academic Press) و انتشارات Elserierصورت گرفته است مركز نشريات الكترونيكى ohiolink )Ejc)مطالب بيش از 1300 نشريه دانشگاهى را بر روى WEBقرار داده است. كاربران ohiolink كه در هفته 9 تا 10 هزار مقاله را دانلود (down load)مىكنند، در جستوجو و دسترسى به مطالب مناسب با علايق خويش مهارت يافتهاند، بدون اينكه وارد ساختمان كتابخانهاى شوند يا كتابى را باز كنند ولى براى خواندن اين مطالب بايد در مقابل مانيتور نشسته يا آنها را پرينت بگيرند.
وسيلهاى براى خوانندگان جدى: يك مطالعه موردى
اگر سهلالوصول بودن و علايق مصرفكننده مهمترين دليل طراحى دستگاه خوانشگر الكترونيك (electronic reading)باشد لذا اين دستگاه بايد شامل بسيارى از ويژگىهايى باشد كه بسيارى از محصولات مشابه هم اكنون دارا هستند.
اول اينكه انعطاف پذيرى اين دستگاهها بايد بيشتر شده و محدوديتهاى مربوط به مالكيت اين دستگاهها كاهش يابد، در غير اين صورت اين دستگاهها صرفاً به عنوان كالايى لوكس باقى خواهد ماند. اگر به مثال زير توجه كنيد، متوجه خواهيد شد كه چگونه كسى مثل استاد دانشگاه از كتاب الكترونيك استفاده مىكند: اين استاد كه حوزه تخصصش »هنر آمريكايى« است مرتباً Journal Art Bullevin را كه از طريق حقاشتراك تهيه مىكند مطالعه مىكند. او همچنين موارد مربوط به اين حوزه را از ديگر نشريات مطالعه مىكند نشرياتى از قبيل Amrican Art joumal، Art in Amrican، arts،Gazette des Beaux و Woman’s Art journal و... .
وى به همه اين نشريات به نحوى دسترسى دارد و مىتواند مقالات مورد نياز خود را از تمامى اين مجلات بر روى دستگاه خوانشگر خود دانلود كرده و هميشه و هر وقت كه فرصت اجازه مىدهد اين مطالب را مطالعه كند. وى مىتواند مطالبى را از قبيل نقدى كه به يك مقاله مىنويسد، كتب و مقالاتى را كه در كلاس درس مورد نياز است و مطالبى سرگرمكننده و... را بر روى دستگاه خود دانلود كرده، تا هر وقت كه بخواهد به آنها رجوع كرده و آنها را مطالعه نمايد.
دستگاه مورد نظر بايد داراى ويژگىهايى از قبيل تراكم، دسترسى آسان و... باشد و بايد از نرمافزارهاى مختلفى براى استفاده از اسناد و ديگر آثار الكترونيك نيز بهره برد. اين دستگاه به افراد اجازه مىدهد تا از بين انبوه مطالب، مطالبى را كه به زندگى روزمرهشان مربوط است، از منابع الكترونيكى، شبكه هاى مؤسسات، سازمانها و... لود كرده (Load) و بر روى دستگاه خود قرار دهند و هميشه آن را با خود همراه داشته باشند، مطالب آن دستگاه را اگر لازم شد پرينت بگيرند يا به ديگران منتقل كنند.
كتابهاى الكترونيك و كتابخانه ها: مشاركت ممكن ميان كتابخانه ها و مدلهاى سرويسدهى
همانگونه كه كتابخانه ها بازار بزرگى را براى كتابها و نشريات چاپى فراهم كردهاند، موقعيتها و فرصتهاى زيادى وجود دارد كه مىتوان با استفاده از دستگاه مذكور و متون الكترونيك ارائه خدمات به مراجعان را افزايش داد. با دو مثال زير اين موضوع روشنتر مىشود:
1- گردش متون الكترونيكى در دستگاه كتاب الكترونيك: يكى از اين فرصتها براى استفاده از كتب الكترونيك، لود كردن بسته هاى نرمافزارى متون الكترونيك بر روى اين دستگاههاست. هم اكنون كاربران از مجموعه كتب چاپى كتابخانه ها، مقالات و كتبى را انتخاب كرده و به امانت مىگيرند يا ممكن است اين كتب و مقالات در خانه يا محل كار تحويل آنان شود.
ولى در شكل الكترونيك كتب و مقالات، مطالب مورد نياز خوانندگان را مىتوان بر دستگاههاى كتاب الكترونيك آنها دانلود كرده و اين مطالب مدت معينى به صورت امانت در دستگاههاى آنان باقى بماند. همچنين اين سيستم الكترونيك، زمان لازم براى بازيابى، پردازش و تحويل كتاب و مطالب مورد نياز را كاهش مىدهد. اكثر كاربران هم ترجيح مىدهند نشريات و متون الكترونيك خود را بر روى يك دستگاه قابل حمل مطالعه كنند نه برروى كامپيوترهاى شخصى PC يا به شكل چاپى. كتابخانه ها مىتوانند اين دستگاهها را در اختيار كسانى قرار دهند كه قدرت خريد آنها را ندارند. البته استفاده موفقيتآميز از اين دستگاهها موجب افزايش فروش آنها خواهد شد چرا كه به مرور افراد به مزاياى آن پى خواهند برد.
همچنين براى دانشجويان مىتوان مطالبى را بر روى اين دستگاهها دانلود كرده تا در هزينه هاى دسترسى به اين مطالب صرفهجويى به عمل آيد و اين دستگاهها مشكلاتى از قبيل دست و پاگير بودن و غيرقابل حمل بودن كتابها يا چاپ ضعيف كتابها را براى دانشجويان كاهش مىدهند.
تنظيم هزينه ها
يك اصل اساسى كه در كتابخانه ها كاربرد دارد اين است: »يك كتاب در مقابل چندين خواننده«. گرچه معمولاً در كتابخانه يك و يا حداكثر پنج نسخه از يك كتاب خريدارى مىشود ولى مورد استفاده تعداد زيادى از خوانندگان قرار مىگيرد.
چرخش كتاب در دست افراد آنقدر ادامه مىيابد تا بالاخره زمانى كتاب گم شود يا خراب شود و آنگاه بايد كتابى ديگر جايگزين آن شود. خريد كتاب در كتابخانه ها براساس تقاضاهاى آنى )مثلاً پرفروشترين كتاب يا كتابى كه توسط نويسنده مشهورى نگارش يافته است( و يا تقاضاهاى از پيش تعيين شده )مثلاً خريد كتابهايى در زمينه و رشته هاى زيستشناسى در يك دانشگاه( صورت مىپذيرد و يا ممكن است براساس هر دو نوع تقاضا باشد.
برخى اوقات در تقاضاهاى آنى به بيش از يك نسخه از كتاب نياز است تا به تقاضاى افراد پاسخ داده شود. البته اين تقاضاى زياد ممكن است بسيار كوتاه مدت باشد. لذا بايد تعداد نسخه هاى خريدارى شده يا نسخه هايى كه توسط كتابخانه ها موقتاً به امانت گرفته مىشود بيش از يكى باشد.
لذا در اين مورد، ناشر هم هنگام خريد نسخه هاى اوليه و هم هنگام خريد نسخه هاى بعدى يا جايگزين سود مىبرد و هنگامى كه خوانندگان كتابى را از كتابخانه به امانت گرفته و از آن لذت بردهاند ممكن است نسخهاى از آن كتاب را هم براى خودشان بخرند.
اما براساس مدل كتابهاى الكترونيك، كتابخانه ها مىتوانند يك نسخه از كتاب الكترونيك را خريده و آن را همزمان در اختيار تعداد زيادى از افراد قرار دهند بدون اينكه اين كتاب خراب شده يا گم شود.
واضح است كه چنين سيستمى، سود منصفانهاى را نصيب نويسندگان و ناشران نمىكند اما در اينجا مدلى پيشنهاد شد كه كتابخانه ها مىتوانند نسخه هاى مورد نياز را خريدارى نمايند و بر طبق روالى كه با ناشر توافق مىشود اين كتابها را در اختيار افراد قرار دهند. برخى از اين شروط كه با استفاده از بعضى تكنولوژىها مىتوان آنها را عملى كرد، عبارتند از:
1- هر كتاب در يك زمان خاص فقط به يك خواننده تحويل گردد ]منظور اين است كه هر كتاب فقط بر روى دستگاه يكى از افراد دانلود شود نه اينكه به صورت همزمان بر روى چندين دستگاه[.
2- مطالبى كه بر روى دستگاه يك فرد دانلود مىشود قابل انتقال به دستگاههاى ديگر نباشد.
3- مطالب فقط در مدت معينى امانت داده شود و بعد از اتمام اين دوره را مىتوان تمديد كرد.
كتابخانه ها مىتوانند براساس قرارداد با ناشران، كتابهاى جديد را در فرمتهاى الكترونيكى خريدارى نمايند، مثلاً مىتوان نسخه هايى از كتاب يا آثارى كه تقاضا براى آنها زياد است، از طريق قرارداد براى مدت يك سال خريده و سپس هنگامى كه تقاضا ثابت شد مىتوان قرارداد را تمديد نموده يا فقط يك نسخه از آن را براى هميشه خريد.
كتابهايى كه در برخى رشته ها مانند علوم كامپيوتر يا فيزيك به نگارش در مىآيند پس از مدت كوتاهى اعتبار خود را از دست مىدهد لذا مناسب است اين كتابها فقط براى مدت كوتاهى خريده شود و بعد از اينكه كتب جديدتر نگارش يافت آنها را جايگزين نمود.
نتيجه:
كسانى كه آينده كتابخانه ها را پيشبينى مىكنند، با اين نكته موافقند كه در آينده كتابخانه ها توأمان هم از منابع چاپى و هم از منابع الكترونيك استفاده خواهند كرد.
همچنين كتابخانه ها بايد به دقت متوجه نيازها، سليقه ها و انتظارات خوانندگان باشند. تبديل كتابها به نسخه هاى الكترونيكى موجب ايجاد فرصتهايى مىشود كه مىتوان به طرق جديدى به مراجعان خدماتى را ارائه كرده، دسترسى به مطالب را آسانتر كرده و هزينه ها را نيز كاهش داد.
همچنين به مرور كتابخانه ها، تجربه هايى را در رابطه با كتب الكترونيكى كسب مىكنند، اينكه مجموعه هاى مورد نياز خود را سفارش داده، چه آثارى را به صورت موقت و چه آثارى را به صورت دائم خريدارى مىنمايند يا از هر كتاب چند نسخه بخرند...
همچنين همكارى بين كتابخانه ها مىتواند موجب دسترسى آسانتر افراد زيادى با قيمت و هزينه مناسب به مطالب مورد نياز شود.
اف .سي. سي (كميسيون ارتباطات فدرال) كه يك مجمع رسيدگي به امور راديو تلويزيون ها، اينترنت و مخابرات در آمريكاست كار رسيدگي به پول گرفتن «آرمسترانگ ويليامز» روزنامه نگار سرشناس آمريكايي از وزارت آموزش و پرورش اين كشور به منظور تبليغ يكي از برنامه هاي اين وزارت را در لابه لاي مقالات و تحليل هاي خود كه منظماً در رسانه هاي اين كشور منتشر مي شدند آغاز كرد.
قابل توجه علاقه مندان به عکس
روزنامه همشهری امروز نوشته که نمايشگاهي از عكس هاي خسرو جلالي با موضوع بم ساعت ۴ بعدازظهر امروز ( ۲۷دی ماه) در ساختمان كميسيون ملي يونسكو گشايش مي يابد.اين كميسيون در خيابان ميرداماد _ رازان جنوبي (شهيد حصاري) _ كوچه يكم _ شماره ۱۷ واقع است
يکی از مزايای وبلاگ امکان لينک مطلب و نيز ارايه لينک های مفيد است . سعی خواهم کرد از اين پس لينک سايت های اطلاع رسانی را ارايه دهم .
اولين سايتی که معرفی ميکنم پارسيک است که دران ميتوانيد خبرهای مورد نظرتان را جستجو کنيد.
بی بی سی از نگاه ایسنا
نشر ثانیه کتاب مثلث طلایي نوشتن برای مطبوعات امروز اثر دکتر احمد توکلی را منتشر کرده است.
این کتاب در ۱۵۱ صفحه و به قیمت ۱۵۰۰ تومان منتشر شده است. مطالعه این کتاب برای دانشجویان ارتباطات و روزنامه نگاری مفید است.
دکتر احمد توکلی نویسنده کتابهای مصاحبه خلاق، گزارش نویسی در مطبوعات و ویراستاری و مدیریت اخبار است که در حال حاضر استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی و دانشکده خبر می باشد.
متن کامل پيش نويس سند ميثاق اصول اخلاقي حرفه روزنامهنگاري
سه شنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۳
برای كمك به گسترش و پيشبرد توانائيهاي علمي در زمينههاي ارتباطات و اطلاعات، توسعه كيفي نيروهاي متخصص آن و بهبود سطح آموزش و پژوهش دانشگاهها در جهت اجراي طرح جامع آيندهنگري ارتباطي و اطلاعاتي كشور، بر اساس پژوهشگري، سياستگذاري و برنامهريزي هاي توسعهاي، انجمن ايراني مطالعات و تحقيقات جامعه اطلاعاتي تشكيل ميگردد.
دکتر کاظم معتمدنژاد، دکتر سیاوش شهشهانی، دکتر جعفر مهراد، دکتر حسین غریبی، مهندس نصرالله جهانگرد، دکتر علی اکبر جلالی، دکتر نعیم بدیعی، دکتر عباس حری، دکتر محمد جعفر صدیق، دکتر مهدی محسنیان راد، دکتر شهیندخت خوارزمی، دکتر مهدی فرقانی، دکتر رویا معتمدنژاد، دکتر هادی خانیکی، دکتر داود زارعیان، حسین ابراهیم آبادی، دکتر علی اصغر کیا، دکتر مهدخت بروجردی علوی، فوزیه فکر، یونس شکرخواه و حسن نمکدوست تهرانی اعضای هیأت مؤسس این انجمن هستند.
متن اساسنامه انجمن به این شرح است:
دفتر انجنمهاي علمي ايران
«اساسنامه انجمن ايراني مطالعات و تحقيقات جامعه اطلاعاتي»
فصل اول – كليات و اهداف
ماده 1: به منظور كمك به گسترش و پيشبرد توانائيهاي علمي در زمينههاي ارتباطات و اطلاعات، توسعه كيفي نيروهاي متخصص آن و بهبود سطح آموزش و پژوهش دانشگاهها در جهت اجراي طرح جامع آينده نگري ارتباطي و اطلاعاتي كشور، بر اساس پژوهشگري، سياستگذاري و برنامه ريزي هاي توسعهاي، انجمن ايراني مطالعات و تحقيقات جامعه اطلاعاتي كه از اين پس در اين اساسنامه انجمن ناميده مي شود، تشكيل مي گردد.
ماده 2: انجمن، مؤسسهاي غيرانتفاعي است و در زمينه هاي علمي و پژوهشي و فني فعاليت مي كند و از تاريخ ثبت داراي شخصيت حقوقي است و رئيس هيئت مديره آن نماينده قانوني انجمن ميباشد.
ماده 3: مركز انجمن در شهر تهران – خيابان وليعصر كوچه مجلسي پلاك 14 مي باشد و شعب آن پس از موافقت كميسيون انجمنهاي علمي مي تواند در هر منطقه از كشور تشكيل شود.
تبصره : هيئت مديره مي تواند در صورت لزوم نسبت به تغيير نشاني مركر اصلي انجمن اقدام كند به شرط آنكه موضوع در روزنامه رسمي كثيرالانتشار اعلام شود و كتباً به اطلاع كميسيون انجمن هاي علمي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري برسد.
ماده 4: انجمن از تاريخ تصويب اين اساسنامه براي مدت نامحدود تشكيل مي شود و ملزم به رعايت قوانين جمهوري اسلامي ايران است .
فصل دوم – وظايف و فعاليتها:
ماده 5: به منظور نيل به هدفهاي مذكور در ماده (يك) اين اساسنامه ، انجمن اقدامات زير را به عمل خواهد آورد:
1-5 – انجام تحقيقات علمي و فرهنگي در سطح ملي و بين المللي، با همكاري محققان و متخصصاني كه به گونه اي با علوم ارتباطات به ويژه در زمينههاي تكنولوژي هاي نوين اطلاعات و ارتباطات و مسائل اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي مربوط به آنها سر و كار دارند.
2-5 – همكاري با نهادهاي اجرايي ، علمي و پژوهشي در زمينه ارزيابي و بازنگري و اجراي طرح ها و برنامه هاي مربوط به امور آموزش و پژوهش در زمينه علمي موضوع فعاليت انجمن.
3-5 – ترغيب و تشويق پژوهشگران و تجليل از محققان و استادان ممتاز .
4-5 – ارائه خدمات آموزشي و پژوهشي و فني
5-5 –برگزاري گردهمايي هاي علمي در سطح ملي ، منطقه اي و بين المللي
6-5 – انتشار كتب و نشريات علمي.
فصل سوم – انواع و شرايط عضويت
1- 6- عضويت پيوسته:
مؤسسان انجمن و كليه افرادي كه حداقل داراي درجه كارشناسي ارشد در رشته علوم ارتباطات و علوم وابسته و رشتههاي وابسته باشند، مي توانند به عضويت پيوسته درآيند.
2-6 – عضويت وابسته :
اشخاصي كه داراي درجه كارشناسي هستند و مدت 5 سال به نحوي در يكي از رشته هاي مذكور در بند 1-6 شاغل باشند.
3-6- عضويت دانشجويي :
كليه دانشجوياني كه در رشتههاي علوم ارتباطات ، علوم سياسي ، علوم اجتماعي ، اقتصاد، حقوق، مديريت و مطالعات فرهنگي به تحصيل اشتغال دارند.
4-6- عضويت افتخاري :
شخصيتهاي ايراني و خارجي كه مقام علمي آنان در زمينه هاي مطالعات و تحقيقات ارتباطي و اطلاعاتي حائز اهميت خاص باشد، يا در پيشبرد اهداف انجمن كمكهاي مؤثر و ارزنده اي نموده باشند.
5-6- اعضاي مؤسساتي (حقوقي)
سازمانهايي كه در زمينه هاي علمي و پژوهشي مربوط فعاليت دارند مي توانند به عضويت انجمن درآيند.
تبصره 1: افراد داراي درجه كارشناسي در يكي از رشته هاي مذكور در بند 1-6 مي توانند با تصويب هيئت مديره به عضويت پيوسته انجمن درآيند.
تبصره 2: اعضاي مؤسساتي به مثابه عضو وابسته انجمن محسوب مي شوند.
ماده 7: هر يك از اعضاء سالانه مبلغي را كه ميزان آن توسط مجمع عمومي تعيين مي گردد به عنوان حق عضويت پرداخت خواهد كرد.
تبصره 1: پرداخت حق عضويت هيچ گونه حق و ادعايي نسبت به دارايي انجمن براي عضو ايجاد
نمي كند .
تبصره 2: اعضاي افتخاري انجمن از پرداخت حق عضويت معاف هستند.
ماده 8: عضويت در يكي از موارد زير خاتمه مي يابد:
1-8- استعفاي كتبي
2-8- عدم پرداخت حق عضويت سالانه
تبصره : تأييد خاتمه عضويت با هيئت مديره است .
فصل چهارم – اركان انجمن
ماده 9: اركان اصلي عبارتند از :
الف : مجمع عمومي ب : هيئت مديره ج : بازرس
الف : مجمع عمومي
ماده 10: مجمع عمومي از گردهمايي اعضاي پيوسته به صورت عادي يا فوق العاده تشكيل مي شود.
1-10- مجمع عمومي عادي سالي يكبار تشكيل مي شود و با حضور يا رأي كتبي نصف به علاوه يك كل اعضاي پيوسته انجمن رسميت مييابد و تصميمات با اكثر آراء معتبر است .
2-10- مجمع عمومي فوقالعاده در مورد ضروري با دعوت هيئت مديره يا بازرس (بازرسان) و يا با تقاضاي كتبي يك سوم اعضاي پيوسته تشكيل مي شود.
3-10- در صورتي كه جلسه مجمع عمومي رسميت نيافت آرا بصورت كتبي – بر اساس آيين نامهاي كه توسط هيئت مديره تدوين مي شود- اخذ خواهد شد.
تبصره 1: دعوت براي تشكيل مجامع عمومي به صورت كتبي يا آگهي در روزنامه كثيرالانتشار است و بايد حداقل پانزده روز قبل از تشكيل مجمع به اطلاع اعضاي پيوسته برسد.
تبصره 2: يك سوم اعضاي پيوسته مي توانند مستقيماً اقدام به دعوت براي تشكيل مجمع عمومي
فوق العاده نمايند مشروط بر اينكه هيئت مديره و نيز بازرس انجمن به تقاضاي ايشان پاسخ منفي داده باشد و در چنين حالتي ، ايشان بايد در آگهي دعوت به عدم اجابت درخواست خود ، توسط هيئت مديره يا بازرس تصريح نمايند.
تبصره 3: در صورت تحقق تبصره فوق ، دستور جلسه عمومي منحصرأ موضوعي خواهد بود كه در تقاضانامه ذكر شده است .
تبصره 4: شرايط تشكل مجمع عمومي فوقالعاده همانند شرايط تشكيل مجمع عمومي عادي است و تصميمات با دو سوم آراء معتبر است .
ماده 11: وظايف مجامع عمومي
الف – مجمع عمومي عادي
1- انتخاب اعضاي هيئت مديره و بازرس ( بازرسان در صورت وجود بيش از يك بازرس اصلي)
2- تصويب خط مشي انجمن
3- بررسي و تصويب پيشنهادات هيئت مديره و بازرس (بازرسان)
4- تعيين ميزان حق عضويت
5- عزل هيئت مديره و بازرس (بازرسان)
6- بررسي و تصويب ترازنامه و صورتحساب درآمدها و هزينه هاي سال مالي گذشته و بودجه سال آتي انجمن .
ب – مجمع عمومي فوقالعاده
- تصويب تغييرات در مفاد اساسنامه
تصويب انحلال انجمن
تبصره 1: مجامع عمومي توسط هيئت رئيسهاي مركب از يك رييس، يك منشي و دو ناظر اداره مي شوند.
تبصره 2: اعضاي هيئت رئيسه با اعلام و پذيرش نامزدي خود در مجمع انتخاب مي شوند.
تبصره 3: اعضاي هيئت رئيسه نبايد از بين كساني باشند كه خود را در انتخابات هيئت مديره و بازرس كانديدا كرده اند.
پ - هيئت مديره
ماده 12: هيئت مديره انجمن مركب از پنج نفر عضو اصلي و دو نفر عضو عليالبدل است كه هر سه سال يكبار با رأي مخفي از ميان اعضاي پيوسته انجمن انتخاب مي شوند.
1-12- هيچيك از اعضا نمي توانند بيش از دو دوره متوالي به عضويت هيئت مديره انتخاب شوند.
2-12- عضويت در هيئت مدير افتخاري است .
3-12- هيئت مديره حداكثر تا يك ماه پس از انتخاب شدن تشكيل جلسه داده و با رأي كتبي نسبت به تفكيك وظايف خود اقدام مي نمايد.
4-12- كليه اسناد تعهدآور و اوراق بهادار با امضاي رئيس يا نايب رئيس و خزانه دار همراه با مهر انجمن و نامههاي رسمي با امضاي رئيس يا نايب رئيس معتبر است .
5-12- هيئت مديره موظف است بر حسب نياز هر يك ماه يكبار تشكيل جلسه دهد . فاصله بين ارسال دعوتنامه يا تلفن با تاريخ تشكيل جلسه هيئت مديره حداقل سه روز است .
6-12- جلسات هيئت مديره با حضور اكثريت اعضا رسميت مي يابد و تصميمات متخذه با اكثريت آراي موافق ، معتبر است .
7-12- كليه مصوبات هيئت مديره ثبت و پس از امضاي در دفتر صورتجلسات هيئت مديره نگهداري مي شود.
8-12- شركت اعضاي هيئت مديره در جلسات ضروري است و غيبت هر يك از اعضا بدون عذر موجه به تشخيص هيئت مديره تا سه جلسه متوالي و پنج جلسه متناوب در حكم استعفاي عضو غايب خواهد بود.
9-12- درصورت استعفا، بر كناري يا فوت هر يك ار اعضاي هيئت مديره عضو عليالبدل براي مدت باقيمانده دوره عضويت به جانشيني وي تعيين خواهد شد.
10-12- شركت بازرس (بازرسان) در جلسات هيئت مديره بدون داشتن حق رأي مجاز است .
ماده 13- هيئت مديره نماينده قانوني انجمن مي باشد و وظايف اختيارات آن به شرح زير است:
1-13- اداره امور جاري انجمن طبق اساسنامه و مصوبات مجمع عمومي
2-13- تشكيل گروهاي علمي انجمن ، تعيين وظايف و نظارت بر فعاليت آنها
3-13- هيئت مديره ميتواند هر اقدام و معاملهاي را كه ضروري بداند در مورد نقل و انتقال اموال غير منقول و تبديل به احسن يا ترهين و فك رهن و استقراض به استثناي واگذاري قطعي اموال غير منقول كه مستلزم تصويب مجمع عمومي است انجام مي دهد.
4-13- جز درباره موضوعاتي كه به موجب مفاد اساسنامه اخذ تصميم و اقدام درباره آنها در صلاحيت خاص مجامع عمومي است ، هيئت مديره كليه اختيارات لازم براي اداره امور را مشروط به رعايت حدود موضوع فعاليت انجمن دارا مي باشد.
5-13- تهيه گزارش سالانه و تنظيم تراز نامه مالي و صورتحساب درآمدها و هزينههاي انجمن براي تصويب در مجمع عمومي و ارائه به مرجع نظارت در موقع مقرر.
6-13- اقامه دعوي و پاسخگويي به دعاوي اشخاص حقيقي يا حقوقي در تمام مراجع و مراحل دادرسي با حق تعيين وكيل و حق توكيل به غير.
7-13- انتخاب و معرفي نمايندگان انجمن براي شركت در مجامع علمي داخلي و خارجي
8-13- اجراي طرح ها و برنامه هاي علمي در چارچوب وظايف انجمن
9-13- جلب هدايا و كمكهاي مالي
10-13- اهداي بورسهاي تحقيقاتي و آموزشي
11-13- اتخاذ تصميم در مورد عضويت انجمن در مجامع علمي داخلي و خارجي با رعايت قوانين و مقررات جاري كشور.
12-13- ارسال گزارش هاي لازم به كميسيون هاي علمي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري
13-13- هيئت مديره موظف است ظرف حداكثر 4 ماه پيش از پايان دوره تصدي خود نسبت به فراخواني مجمع عمومي و انتخاب هيئت مديره جديد اقدام و بلافاصله نتايج را همراه با صورتجلسه مجمع عمومي براي بررسي به كميسيون انجمن هاي علمي ارسال نمايد.
تبصره : هيئت مديره پيشين تا تاييد هيئت مديره جديد از سوي كميسيون انجمن هاي علمي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري مسئوليت امور انجمن را بر عهده خواهد داشت .
ج – بازرس (بازرسان )
ماده 14: مجمع عمومي عادي يك نفر را به عنوان بارزس اصلي و يك نفر را به عنوان عليالبدل براي مدت سه سال انتخاب مي نمايد.
تبصره : انتخاب مجدد بازرس يا بازرسان بلامانع است .
ماده 15: وظايف بازرس يا بازرسان به شرح زير است .
1- 15 بررسي اسناد و دفاتر مالي انجمن و تهيه گزارش براي مجمع عمومي
2-15- بررسي گزارش سالانه هيئت مديره و تهيه گزارش از عملكرد انجمن براي اطلاع مجمع عمومي
3-15- گزارش هرگونه تخلف هيئت مديره از مفاد اساسنامه به مجمع عمومي
تبصره : كليه اسناد مدارك انجمن اعم از مالي و غير مالي را در هر زمان و بدون قيد و شرط بايد از سوي هيئت مديره براي بررسي در اختيار بازرس (بازرسان ) قرار گيرد.
فصل پنجم – گروههاي علمي انجمن
ماده 16: انجمن ميتواند گروهها و كميتههاي زير را تشكيل دهد تا بر اساس شرح وظايفي كه از سوي هيئت مديره براي آنها تعيين ميشود به فعاليت به پردازند.
1) كميته هاي تخصصي :
1-1- كميته آموزش و پژوهش
2-1- كميته انتشارات
3-1- كميته آمار و اطلاعات
4-1 – كميته پذيرش و روابط عمومي
5-1- كميته گردهمايي هاي علمي
1-16- انجمن مجاز به تشكيل گروهها و كميته هاي ديگري كه بر حسب نياز احساس مي شود، نيز مي باشد
2) گروههاي پژوهشي :
1-2 - تكنولوژيهاي ارتباطات ، سياست گذاري و برنامه ريزي ارتباطات و توسعه
2-2- حقوق ، اقتصاد و مديريت ارتباطات در سطح هاي ملي ، منطقه اي و بين المللي
3-2- ارتباطات ، فرهنگ و جامعه
فصل ششم – بودجه و مواد متفرقه
ماده 17: منابع مالي انجمن عبارتند از:
1-17- حق عضويت اعضا
2-17- درآمدهاي ناشي از ارائه خدمات آموزشي و پژوهشي و مشاوره اي و فروش كتب و نشريات علمي
3-17- دريافت هدايا و كمكها
4-17- كليه عوايد و درآمدهاي انجمن صرف اهداف موضوع ماده 5 اين اساسنامه خواهد شد.
ماده 18 : درآمدها و هزينه هاي انجمن در دفاتر قانوني ثبت و شرح آن هر سال پس از تصويب در مجمع عمومي به كميسيون انجمنهاي علمي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري ارسال مي شود.
ماده 19: كليه وجوه انجمن در حساب مخصوصي به نام انجمن نزد بانكهاي كشور نگهداري مي شود.
ماده 20: هيچيك از مؤسيسن يا صاحبان سرمايه حق برداشت يا تخصيص هيچ گونه سودي اعم از سود سهام يا سرمايه را نداشته و خود و وابستگان درجه يك آنها نميتوانند مبادرت به انجام معاملات يا مؤسسه نمايند.
ماده21 : كليه مدارك و پرونده هاي مالي و غير مالي مرتبط با فعاليت هاي انجمن در محل دفتر مركزي انجمن نگهداري مي شود و در موقع مراجعه مرجع نظارت يا ساير مراجع صلاحيت دار در اختيار آنان قرار خواهدگرفت.
ماده 22 : هرگونه تغيير در مفاد اساسنامه ، پس از تصويب كميسيون انجمنهاي علمي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري معتبر است .
ماده 23: انجمن تابعيت جمهوري اسلامي ايران را دارد و اعضاي آن به نام انجمن حق فعاليت سياسي يا وابستگي به گروهها و احزاب سياسي را ندارند.
ماده 24: در صورت تصويب انحلال انجمن در مجمع عمومي ، همان مجمع هيئت تصفيهاي را براي پرداخت ديون و وصول مطالبات انجمن انتخاب خواهد كرد . هيئت تصفيه موظف است پس از وصول مطالبات و پرداخت بدهيها كليه داراييهاي منقول و غيرمنقول انجمن را با نظارت وزارت علوم، تحقيقات و فناوري به يكي از مؤسسات آموزشي يا پژوهشي كشور واگذار كند.
ماده 25 : اين اساسنامه مشتمل بر 6 فصل، 25 ماده ، 55 زير ماده و 15 تبصره در جلسه مورخ ....................مجمع عمومي انجمن به تصويب رسيد.
محل امضاي هيئت مؤسس محل امضاي هيئت رييسه جلسه مجمع عمومي
دکتر معتمدنژاد
در سال 1313 در روستاى مود از بخش مركزى بيرجند متولد شد ، تحصيلات ابتدائى و قسمتى از تحصيلات متوسطه خود را در زادگاهش و قسمت ديگر را در بيرجند و سال ششم ادبى را در دبيرستان مروى تهران گذرانيد . در سال 1336 به اخذ درجه ليسانس و در سال 1339 به اخذ درجه دكترى در رشته قضائى از دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران نائل گرديد. وى در زمان تحصيل در دورة كارشناسى با مدير وقت روزنامه كيهان كه استاد ايشان نيز بود رابطه دوستانهاى برقرار كرد . وقتى استاد از دانشجويان دوره دكترى براى همكارى در كيهان دعوت كرد ، معتمد نژاد فرصت را غنيمت شمرده و به محيط روزنامه وارد شد .
ديرى نپائيد كه از مترجمى زبان فرانسه، به مسؤليت گروه خارجى و مقالات ارتقاء يافت . روزنامه كيهان كه به روزنامه نگاران تحصيلكرده نياز داشت ، براى وى بورسيهاى از دولت فرانسه دريافت داشت . معتمد نژاد در دانشگاه سوربن فرانسه موفق به اخذ دكترى حقوق و علوم سياسى و نيز دكترى تخصصى روزنامه نگارى از انستيتوى مطبوعات و علوم نظرى دانشگاه پاريس گرديد (1343).
خدمات دانشگاهى ايشان ارسال 1344 در سمت استاد يارى در دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران آغاز مىشود ضمناً همكارى خود را از آغاز ورود به ايران با موسسه كيهان حفظ كرد. در سال 1343 مؤسسه كيهان پيشنهاد وى را براى يك دوره عالى روزنامه نگارى پذيرفت و براى اين منظور از بين داوطلبان ديپلم ،25 نفر انتخاب شدند. در پايان دوره دو ساله ، اسم اين دوره عالى به مؤسسه عالى مطبوعات و روابط عمومى تغيير كرد
در سال 1350 يعنى زمانى كه نخستين فارغ التحصيلان در بحبوحه اخذ دانشنامه بودند ، اسم مؤسسه به دانشكده علوم ارتباطات اجتماعى تغيير يافت . دراين موقع از دانشيارى دانشكده حقوق دانشگاه تهران استعفا داده و در دانشكده علوم ارتباطات اجتماعى در سمت معاونت دانشكده مشغول به كار گرديد . از سال 56 تا 59 نيز سمت رياست دانشكده را عهدهدار بود.
با پيش آمدن انقلاب اسلامى ، دانشكده مذكور تعطيل و در دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه علامه طباطبائى به عنوان يك گرايش ادغام شد .
با تعطيل شدن دانشگاه ها ، معتمد نژاد به پاريس رفت و در آنجا به تدريس و تحقيق پرداخت. تا ياد وطن او را دلتنگ كرد و در سال 1368 به ايران بازگشت.
معتمد نژاد مجدداً نسبت به توسعه رشته علوم ارتباطات و گشايش دوره ه اى كارشناسى، كارشناسى ارشد و دكترى اقدام نمود تا سرانجام در سال 1375 با پذيرفته شدن دوره دكتراى ارتباطات در وزارت فرهنگ و آموزش عالى به آرزوى ديرين خود رسيد .
معتمد نژاد در حال حاضر استاد تمام وقت دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه علامه طباطبائى مىباشد و در سطوح مختلف آموزشى اشتغال به آموزش دارد .
معتمد نژاد در تشكيل و عضويت انجمن هاى مختلف از قبيل : انجمن دفاع از آزادى مطبوعات ، انجمن بين المللى تحقيق در ارتباطات جمعى ، انجمن بين المللى حقوق فضا ، انستيتوى بين المللى ارتباطات ، انجمن فرانسوى علوم ارتباطات و اطلاعات نقش عمده داشته است.
معتمدنژاد بيش از 70 مقاله علمى به مجامع بين المللى و يا مجلات ارائه داده و ياخود در تشكيل سمينار ها و كنفرانس هاى علمى نقش مهمى داشته است .
تاریخ ارتباطات و چهار کهکشان ارتباطاتی
دکتر محسنيان راد در كتاب دو جلدی خود نظريه مارشال مك لوهان را مبنى بر اينكه تحول ارتباطى در تاريخ تمدن بشر از كهكشان شفاهى آغاز و با گذر از كهكشان گرتمبرگ وارد كهكشان ماركونى شده رد كرده و معتقد است ايران تاكنون چهار كهكشان ارتباطى را طى كرده است. اين نظريه محسنيان راد كه سخن تازه اى است قرار است به زبانهاى ديگر نيز چاپ شود و انتشار آن در ايران به وسيله انتشارات سروش انجام مى شود.
این کتاب که حاصل تحقيقات هفت ساله این استاد گرانقدر علوم ارتباطات است با روش تحقيق كيفى انجام شده به كمك يك تيم، عملياتى شده و براى جمع آورى تصاوير آن سفرهاى بسيارى به داخل و خارج كشور صورت گرفته است. دكترمحسنيان راد بسيار علاقه مند است كه تصاوير اين كتاب رنگى چاپ شود اما به دليل حجم زياد كتاب و نگرانى از گران شدن آن تصميم گرفته است تصاوير آن را به صورت سياه و سفيد چاپ كند.
بی بی سی از نگاه ایسنا
خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا) کار جالبی را شروع کرده که معروفی سازمان های رسانه ای جهان می باشد. بد نیست نگاهی به بی بی سی داشته باشیم.
سرويس بينالملل - گزارش و تحليل
بنگاه پخش برنامه و خبر انگليس (British Broadcasting Corporation-BBC) يك شركت سهامي ملي است كه در خاك انگلستان مستقر است و البته خدمات بينالمللي مختلفي نيز دارد. بعضي از سرويسهاي بينالمللي بي.بي.سي (از جمله تلويزيون كابلي بي.بي.سي در آمريكا، كانادا و ديگر نقاط جهان) تجاري هستند و همين كاركرد تجاري در بسياري از قسمتها، بي.بي.سي را به يك شركت چندمليتي نيز تبديل كرده است.
نظرسنجيها نشان ميدهند كه بي.بي.سي در بسياري از زمانها در عرصهي اطلاعرساني نقش پيشرو را داشته است. امروزه بخش جهاني راديو بي.بي.سي به عنوان مهمترين بخش اين شركت در دنيا بيش از ١٥٠ ميليون شنونده دارد و ماهانه بيش از ٧٥ ميليون بار به سايتهاي اينترنتي آن مراجعه ميشود. محبوبيت بخش جهاني بي.بي.سي بيشتر به دليل گزارشهاي همهجانبه از رخدادها و پرداختن به كنه مسايل جهاني است. برنامههاي راديو بي.بي.سي به ٤٣ زبان زنده دنيا پخش ميشوند. خبرهاي بينالمللي در مركز كار بخش جهاني بي.بي.سي قرار دارد. علاوه بر برنامهسازان خبره كه در ٤٣ بخش در سرويس جهاني بي.بي.سي فعالند، ٢٥٠ خبرنگار نيز به طور شبانهروزي مهمترين تحولات بينالمللي تاثيرگذار بر زندگي مردم را به اين ٤٣ زبان، به دنيا ارايه ميدهند.
به گزارش دفتر مطالعات بينالملل خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) تا پيش از تاسيس بيبيسي، تعدادي از شركتهاي خصوصي تعدادي شبكه پخش راديويي در انگليس راهاندازي كرده بودند. اداره پست كه تحت نظر “قانون تلگراف بدون سيم ١٩٠٤” فعاليت ميكرد مسووليت صدور مجوزهاي پخش برنامهها و اخبار راديويي را بر عهده داشت. اما اين اداره در سال ١٩١٩ صدور مجوز را متوقف كرد؛ چرا كه شكايتهاي متعددي از سوي نيروهاي مسلح واصل ميشدند مبني بر اينكه شبكههاي راديويي موجود در ارتباطات نظامي اختلال ايجاد ميكنند.
با توجه به اينكه در اوايل دهه ١٩٢٠ در تعداد شبكههاي راديويي خصوصي و پراكنده انگليس افزايش زيادي حاصل شده بود، اداره پست تحت فشار شديدي قرار گرفت كه اجازهي تاسيس يك شبكه ملي پخش راديويي را صادر كند. در پي همين امر، كميتهاي از سازندگان ادوات و تجهيزات راديويي چندين ماه بر روي طرحهاي مختلف بحث و تبادل نظر كردند كه نتيجهي اين بحثها و تبادلنظرها تاسيس بيبيسي بود.
بيبيسي به عنوان بنگاه پخش برنامه و خبر انگليس در سال ١٩٢٢ به وسيلهي كنسرسيومي متشكل از شركتهاي ماركوني، جيئيسي GEC، بريتيش تامسون هوستون، مترو پليتان ويكرز و شركت برق و ارتباطات راديويي غرب ايجاد شد. هدف اوليه اين شركت، تاسيس شبكه سراسري فرستندههاي راديويي بود تا خدمات پخش اخبار ملي را در سراسر انگليس ارايه دهند. در ١٤ نوامبر ١٩٢٢ اولين ايستگاه راديويي بيبيسي شروع به كار كرد. ساختار فعلي بيبيسي از سال ١٩٢٧ ايجاد شد. اين ساختار عبارت است از بنگاه مستقلي كه به وسيلهي شوراي حكامي كه منصوب شده به وسيلهي ملكه وقت انگليس براي يك دورهي چهار ساله ميباشند، اداره ميشود. اين ساختار پس از آن ايجاد شد كه بيبيسي تحت منشور سلطنتي به ثبت رسيد. مديريت عمومي اين سازمان در دستان دبيركل است كه به وسيلهي حكام منصوب ميشود. اعضاي شوراي حكام از سوي هيات وزيران به ملكه پيشنهاد ميشوند و ملكه آنها را منصوب ميكند.
فعاليتهاي روزانه بيبيسي در ١٦ بخش انجام ميپذيرند. شوراي اجرايي اصلي بيبيسي كه ٩ عضو آن به وسيلهي شوراي حكام منصوب ميشوند تحت نظر دبيركل فعاليت ميكند. سه شوراي توليدبرنامه، خبرنگاري و تجاري گزارشهاي خود را به شوراي اجرايي ارايه ميدهند و شوراي اجرايي نيز در برابر شوراي حكام پاسخگو است. شوراي حكام در قبال افرادي كه هزينههاي مجوز دريافت برنامههاي بيبيسي را پرداخت ميكنند (بينندگان و شنوندگان برنامههاي بيبيسي) و پارلمان انگليس مسوول به پاسخگويي است و هر ساله گزارشي دربارهي ارزيابي از عملكردهايش منتشر ميكند. شوراي حكام اهداف كليدي بيبيسي را مقرر ميكند، استراتژي و خط مشي اين بنگاه را معين ميكند و دبيركل و ديگر اعضاي شوراي اجرايي را منصوب ميكند. شوراي اجرايي نيز طرحهايي شامل اهداف كليدي بنگاه را تهيه و به شوراي حكام جهت تصويب ارايه ميدهد و مطابق با آنها استراتژيها و خط مشيهاي مربوطه را جهت انجام فرايند روز به روز كارهاي بنگاه تدوين ميكند.
منشور سلطنتي بيبيسي در حال حاضر در دست بازنگري است و انتظار ميرود تا سال ٢٠٠٦ تغييرات كلان و گستردهاي در آن به وجود آيد.
مديركل فعلي بيبيسي مارك تامپسون است.
قانون تلگراف بدونسيم ١٩٠٤ قانون حكومتي پخش و دريافت اخبار راديويي را برقرار كرد. بر همين اساس طراحي مجوزي تدوين شد كه اگر هركس در هر نقطه انگليس ميخواست تجهيزات و برنامههاي راديويي بخرد يا بسازد بايد اين مجوز را از اداره پست خريداري ميكرد. با تاسيس بيبيسي، هزينهي مجوز تاسيس راديو به ابزار اصلي اين بنگاه براي كسب درآمد تبديل شد. صدور مجوز راديو در انگليس در سال ١٩٧١ منسوخ شد اما براي دريافت برنامههاي تلويزيون هنوز فروش مجوز ضرورت دارد. امروز هر خانواده يا موسسهي تجاري كه از تلويزيون يا ديگر تجهيزات براي دريافت برنامهها استفاده ميكند بايد مجوز يكسالهي دريافت برنامههاي تلويزيوني خريداري نمايد. هزينه چنين مجوزهايي به وسيلهي دولت جمعآوري ميشود. هزينهاي كه بابت اين مجوزها پرداخت ميشود بيبيسي را به اندازهي كافي از لحاظ مالي توانمند ميسازد تا اخبار و برنامههايي با كيفيت بالا و متنوع در انگليس توليد كند. بر اساس همين روش كسب درآمد، خروجيهاي راديو و تلويزيون بيبيسي فارغ از هرگونه دغدغهي مالي و درآمدي ناشي از پخش تبليغات تجاري ميباشد. در تئوري، برنامهسازان بيبيسي فقط پاسخگوي خريداران مجوز دريافت برنامههاي تلويزيون ميباشند اما در عمل، فشار وارده از سوي احزاب سياسي از طريق انتصاب شوراي حكام و تهديداتي كه براي اعمال تغييرات در نرخ مجوزها از سوي دولت مطرح ميشود و همچنين رقابت با كانالهاي تلويزيوني تجاري، مهمترين عواملي هستند كه بر خروجيهاي بيبيسي تاثيرگذار هستند.
بيبيسي سالهاست كه كمكهاي مالي خوبي از ارگانهاي حكومتي مختلف انگليس به خاطر پخش بعضي برنامهها و خبرهاي مدنظر آنها دريافت ميكند. به عنوان مثال، سرويس بينالمللي بيبيسي همانطور كه از نامش پيداست كمكهاي مالي خوبي از وزارت خارجه انگليس دريافت ميكند. گزارش سالانه ٢٠٠٣ بيبيسي حاكي از عوايدي است كه بيبيسي داشته است. بر اساس اين گزارش بيبيسي در سال ٢٠٠٣، ٢ ميليارد و ٦٥٦ ميليون پوند درآمد حاصل از هزينههايي داشته است كه مشتريان، بابت خريد مجوز دريافت برنامههاي اين شبكه پرداختهاند. ١٤٧ ميليون پوند عوايد حاصل از شركتهاي تجاري اين بنگاه بوده است. ٧/٢٢٣ ميليون پوند از محل سرويس بينالملل (كه ٢٠١ ميليون آن عمدتا از سوي وزارت امور خارجه به بيبيسي اعطا شده است) عايد بيبيسي شده است. ١/١٦ ميليون پوند عوايد حاصل از هزينههاي عضويت و ٦/٦ ميليون پوند هم عوايد حاصل از منابع ديگر بودهاند. علاوه بر اينها، بيبيسي عوايد ديگري دارد كه حاصل از تملكات و فعاليتهاي مختلف آن ميباشد.
در حال حاضر شبكه خبري بيبيسي روزانه بيش از ١٠٠ ساعت برنامه خبري راديو و تلويزيوني پخش ميكند. نظرسنجيها نشان ميدهند كه بينندگان انگليسي براي پيگيري اخبار حوادث مهم، نظير جنگ عراق و حملات ١١ سپتامبر، گرايش بيشتري به اخبار شبكههاي خبري بيبيسي دارند. در ٥ ژوييه ٢٠٠٤ بيبيسي پنجاهمين سالروز تاسيس اولين بولتنهاي اخبار تلويزيوني خود را كه در سال ١٩٥٤ آغاز به كار كرد، جشن گرفت. بيبيسي در حال حاضر ١٠ ايستگاه راديويي در داخل خاك انگليس كه ٥ ايستگاه از اين تعداد فقط به صورت ديجيتالي ميباشند، دارا است. اين بنگاه خبري ايستگاههاي راديويي محلي در انگليس نيز دارد. سرويس جهاني خبر بيبيسي نيز كه بخش عمدهاي از بودجه آن به وسيلهي وزارت امور خارجه تامين ميشود به دهها زبان زنده دنيا اخبار خود را به سراسر جهان مخابره ميكند. همه اخبار شبكههاي ملي و همچنين اخبار سرويس بينالملل آن در پايگاه اينترنتي اين بنگاه در فرمت Real Audio قابل دريافت است. بخش فارسي راديو بيبيسي نيز در ٢٨ دسامبر ١٩٤٠ (دي ١٣١٩) كار خود را با يك ساعت برنامه در هفته آغاز كرد. از همان ابتدا صداي فارسي بيبيسي در ميان فارسيزبانان شنوندگان بسيار يافت. امروز بخش فارسي بيبيسي هر هفته بيش از ٩٠ ساعت برنامه به زبان فارسي دارد كه در صدر آن اخبار و تفسير تحولات جهان، ايران و منطقه است. سايت اينترنتي بيبيسي شامل مجموعهي كاملي از اخبار و آرشيو خبري است. اين سايت به بيبيسي امكان اين را ميدهد تا برنامههاي مختلفي كه مكمل برنامههاي راديو و تلويزيوني آن است توليد كند. اين سايت امكان اين را نيز براي كاربران فراهم كرده است كه به بسياري از برنامههاي شبكههاي راديو و تلويزيون بيبيسي دسترسي پيدا كنند. بر اساس آمارهايي كه در ژوئن ٢٠٠٤ منتشر شد سايت بيبيسي سيزدهمين سايت انگليسي زبان در دنيا است كه بيشترين كاربر را دارد. سايت فارسي بيبيسي نيز در ماه مه ٢٠٠١ راهاندازي شد. اين سايت در ١٠ صفحه جداگانه شامل صفحه نخست، صفحه ايران، افغانستان، تاجيكستان، فرهنگ و هنر، دانش و فن، اقتصاد و بازرگاني و بررسي مطبوعات، جديدترين اخبار، تصاوير، گزارشها و تحليلها را در اين زمينهها به كاربران ارايه ميدهد. همچنين برنامههاي فارسي راديو بيبيسي (از جمله بامدادي، نيمروزي، شامگاهي، آسياي ميانه و روز هفتم) نيز به صورت زنده بر روي سايت بخش فارسي قابل دريافت است. در حال حاضر هر ماه حدود ٧ ميليون بار به سايت فارسي بيبيسي مراجعه ميشود.
ليست شبكههاي تلويزيوني بيبيسي به شرح زير است:
١- BBC one كه برنامههاي ورزشي، كمدي، درام و مستند پخش ميكند و پربينندهترين شبكه تلويزيون انگليس است.
٢- BBC TWO كمديها و درامهاي جديد از سازندگان ناآشنا پخش ميكند.
٣- BBC Three برنامههاي كمدي و درام براي نوجوانان پخش ميكند.
٤- BBC Four برنامههاي هنري، علمي و فرهنگي پخش ميكند.
٥- BBC News ٢٤ اخبار ٢٤ ساعته پخش ميكند.
٦- BBC Parliament اخبار و برنامههاي پارلمان انگلي و مجالس ملي را پخش ميكند.
٧- BBC World امور جاري، اخبار و برنامههاي مستند پخش ميكند.
٨- C BBC برنامه براي كودكان و نوجوانان ١٣-6 سال پخش ميكند.
٩- Cbeebies برنامههايي براي كودكان زير ٦ سال پخش ميكند.
انتهاي پيام
دوره كارشناسيارشد خبرنگاري بينالمللي در دانشکده خبر داير ميشود
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس صنفي
رييس دانشكده خبر گفت: دوره كارشناسي ارشد رشته خبرنگاري بينالمللي از مهر ماه سال آينده در اين دانشكده داير ميشود.
دكتر جعفري، در گفتوگو با خبرنگار صنفيآموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اينكه در حال تصويب سرفصلهاي اين رشته هستيم، گفت: رشته خبرنگاري بينالمللي در انحصار دانشكده خبر است و اين رشته، اولين رشتهايست كه در مقطع كارشناسي ارشد در دانشگاه جامع علمي كاربردي برگزار ميشود.
دكتر جعفري در ادامه اظهار اميدواري كرد كه دانشكده خبر در آيندهاي نزديك به موسسه تحصيلات تكميلي تبديل شود.
رييس دانشكده خبر در خاتمه با اشاره به كمبود فضاي آموزشي در دانشكده، گفت: درصدد هستيم قسمتهايي از بخش اداري را به بحش آموزشي تبديل كنيم.
انتهاي پيام
کتر فرهنگی: توسعه صنعتي، الگوي مديريت ايراني ميخواهد
بررسي فرهنگ سازماني بنگاههاي توليدي در گفتوگو با دكتر علياكبر فرهنگي استاد و مديرگروه مديريت دولتي دانشگاه تهران
توسعه صنعتي، الگوي مديريت ايراني ميخواهد
گفت وگو :مريم عليزاده - منبع : روزنامه دنيای اقتصاد
جامعه جهاني حركات خود را به شما تحميل ميكند و شما ناچاريد اين را پذيرا باشيد. اما شما مي توانيد روي اين نظام جهاني تاثير نيز بگذاريد و انفعالي صرف برخورد نكنيد. كاري كه ژاپنيها كردند و همكيشان مالزيايي ما در شرف انجام آن هستند .
ريشه فرهنگ در كشور ما بيشتر عاطفي است، اما در غرب بيشتر منطقي است. ما در مديريت خود به خوبي ميتوانيم از اين عواطف و احساسات استفاده كنيم و ميزان كارايي كاركنانمان را به حد زيادي بالا ببريم .
اشاره: بسياري از فرهنگ شناسان و كارشناسان ارشد امور صنعتي در اين گزاره با هم، همنظر هستند: <ورود فناوري محض به بنگاههاي ايراني نميتواند باعث تحول در رفتار سازماني و رشد مستمر و پايدار شاخصها و نسبتهاي صنعتي تجاري شود<.
اوج تلاقي اين ديدگاه در اولين همانديشي فرهنگ و صنعت در [شهريور 1381] نمود عيني پيدا كرد. اينكه چرا سازمانهاي صنعتي در برابر تغييرات و الزامات نو پديد فرهنگي از خود مقاومتهاي بازدارنده (و نه پيش برنده) بروز ميدهند، محور گفت و شنود صفحه صنعت و معدن با دكتر علياكبر فرهنگي است. دكتر فرهنگي استاد و مدير گروه مديريت دولتي دانشگاه تهران است.
وي تا كنون صدها كتاب و مقاله داخلي و خارجي در زمينه رفتار و فرهنگ سازماني، ارتباطات درون سازماني را به رشته تحرير درآورده و بر روي فرهنگ سازماني بسياري از بنگاههاي صنعتي كشور (در زمينه توليد فولاد، خودرو، آلومينيوم و ...) مطالعات موردي و تطبيقي داشته است.
وي در بخشي از اين گفتوگو درباره ريشههاي موانع توسعه فرهنگ صنعتي در بنگاههاي ايراني ميگويد: ما نظام صنعتي را پذيرفتيم، اما همان فرهنگ دامداري و كشاورزي خود را حفظ كرديم، اين نظام صنعتي وارداتي بيشتر بر اساس قوانين، قواعد و مقرراتي نوشته شده بود كه ما هيچكدام آنها را نداشتيم اما فرهنگ گذشته ما در جاي خود باقي ماند و حتي در برخي از موارد دچار انحطاط شد.
بهعنوان اولين سوال بزرگترين مشكل فراروي بهسازي روشهاي مديريتي در سازمانها و بنگاههاي ايراني از نظرشما چيست؟
من تصور ميكنم مشكلي كه در مديريت با آن مواجهيم، مشكل كاملا ريشهداري است و سالهاي متمادي گريبانگير ما بوده است، در حال حاضر نظام مديريت ايراني در برآوردن نيازهاي اجتماعي يا نيازهاي جامعه(به معناي وسيع كلمه)، تقريبا ناتوان است و اين ناتواني در ابعاد مختلف وجود دارد. يعني اگر فرايند مديريت در نظر گرفته شود، در اين فرايند، برنامهريزيهاي خوبي را نداريم، از سوي ديگر در اين بخش، سازماندهيهاي منظم و قابل اتكايي وجود ندارد، همچنين بخشهاي مربوط به نظارت و كنترل ما، كارآمد نيست، رهبري سازماني ما، به شكل متعارف و معقول انجام نميگيرد و با شرايط سياسي، فرهنگي، تكنولوژيكي، حقوقي حاكم بر جامعه و .... سازگار نيست و به همين دليل در اجرا دشواريهايي پيش ميآيد و اين دشواريها زماني افزايش مييابد كه با مساله ارباب رجوع نيز رو به رو شويم. به عنوان مثال سازمانهايي كه با شهروندان سروكار دارند و بايد مشكلات شهروندان را برطرف كنند، در عمل وقتي دقت ميكنيم با ناكارايي كاملا چشمگيري مواجه هستند و علاوه بر اين ناكار آمدي برخوردهاي نامطلوب نيز انجام ميگيرد در واقع ميتوان گفت كه بوروكراسي ايران، به آن معنا كه بايد باشد، خدمتگزار نيست، بلكه يك بوروكراسي طلبكار است و همواره نسبت به شهروندان با يك نوع حالت دستوري برخورد ميكند و نوعي طلبكاري و طلبخواهي نسبت به شهروندان دارد، با توجه به اين نكته ميتوان گفت كه مديريت ايران در حال حاضر اين دشواري را به صورت محسوس و ملموس داراست و اين به سابقه بسيار طولاني تاريخي برميگردد.
اين از نمودهاي مديريت ايراني است؟
به هر ترتيب به اين صورت به اهداف خود نميرسيم، منابع را از بين ميبريم و مردم هم راضي نيستند، در نتيجه احساس جدايي بين مردم و نظام ديوانسالاري ايجاد ميشود. نمود مديريتي ما به اين صورت است كه ديوانسالاري خدمتگزار نيست و مردم از آن ناراضي.
به نظر شما نارضايتي سازماني در ميزان كمي و كيفي توليد كالا و خدمات چه تاثيري گذاشته است؟
به طور ملموس شما احساس ميكنيد كه اكثر كارمندان نارضايياند. اكثر ارباب رجوع و مراجعهكنندگان به نظام اداري ناراضياند و اين عدم رضايت به چند عنصر بازميگردد. از جمله، فلسفه سازماني، سيستمها و روشها، تكنولوژي سازماني، قوانين و مقررات و ساختارها، منابع انساني و فرهنگ حاكم بر سازمانهاي ما، هر كدام از اينها را هم كه بررسي كنيم، به مجموعهاي از عناصر ميرسيم كه در نحوه توليد و فعاليت تاثير مثبتي ندارد.
اگر گفته شود فلان ماشين، 2 ميليارد تومان ارزش دارد
در كوتاهترين زمان آن را وارد ميكنيم. اما اگر در رابطه
با همين ماشين گفته شود، فلان تحقيق راجع به نرم افزار اين ماشين
و انجام كار با آن و انطباق آن با فرهنگ وجود دارد و 2 ميليون تومان هزينه آن است
به عنوان يك مدير اعتقاد داريم كه هزينه كردن براي آن، پول دور ريختن است و به دشواري ميپذيريم.
اين روزها در محافل كارشناسي اظهارات متفاوتي درباره موضوع رابطه توسعه فرهنگي با توسعه صنعتي بيان ميشود. به نظر شما ميان توسعه سازمانها و پيشينه فرهنگي رابطهاي وجود دارد؟
در فلسفههاي سازماني چون ما تا سالهاي انقلاب از يك نظام استبدادي بسيار ديرپاي چند هزارساله تبعيت كردهايم، همواره فلسفه سازماني سازمانهاي ما خدمتگزاري به مردم نبوده است، بلكه طلب خواهي از مردم بوده است و طبيعتا نظام عالي مديريتي خود را صاحب همه چيز ميدانسته و براي ردههاي پايينتر از خود نيز همين حق را قائل بوده است و همينطور به صورت سلسله مراتب پايين ميآيد. اگر شما به عنوان خبرنگار به هر سازماني مراجعه كنيد(سازماني كه با ارباب رجوع سروكار دارد)، فرقي نميكند كه چه كاري داشته باشيد، از نقد كردن يك چك گرفته تا گرفتن يك جواز ساختماني از شهرداري فرد در مراجعه به هر سازماني كاملا احساس ميكند گردنش زير گيوتين اين كاركنان است.
حتي اگر فرد حقوق حقهاي هم دارد، اين حقوق را نميتواند به راحتي بيان كند و همواره بايد مسائل خود را با حالتي استدعا گونه مطرح كند و حال آيا آقاي كارمند علاقهمند به انجام كار آن شخص هست يا خير؟ اين نشات گرفته از فلسفه سازماني ماست. در كشورهايي نظير ژاپن يا غرب يك بوروكرات و يك ديوان سالار خودش را خدمتگزار مردم تلقي ميكند. ما به ظاهر لفظ خدمتگزار را به كار ميبريم ولي در اجرا حالت طلبكارانه داريم. به زعم بسياري از كارمندان، ديوان سالار فردي است كه خداوند در حقش تفضلي كرده و مسلط به مردم شده است مردم هم بايد قدرشناس او باشند! در اين بين انسانهايي پرورش مييابند و به صورت گروهي و دستهاي، به شكلهاي مختلف قبيلهاي حاكم ميشوند و يكديگر را كاملا حمايت ميكنند. اين قاعده تا پيش از انقلاب حاكم بوده است پس منابع انساني ما، منابع شايستهاي نيست و مبتني بر شايسته سالاري هم نيست، بلكه مبتني بر نزديكي به اهرمهاي قدرت و جايي كه احكام را براي آنها صادر ميكنند، هستند و نه متكي به مردم، كار و خدمت. دولتمرد به جاي اينكه قدرت را از مردم بگيرد، قدرت را از مافوق خود ميگيرد. بنابراين فقط پاسخگو به مافوق خود است نه مردم، به همين دليل با مردم با تحكم برخورد ميكند.
يعني شما معتقديد كه بوروكرات در ايران قدرتاش را از افكار عمومي يا ارباب رجوع نميگيرد و قدرت او مشروعيت عمومي ندارد؟
البته هميشه اينگونه نبوده است ولي در اكثر موارد اين گونه است. مقاطعي است كه به افكار عمومي متكي ميشود و دگرگوني ايجاد ميكند.
در برخي موارد اين اتفاق افتاده؟
اوايل انقلاب يا در كش و قوس انقلاب، افكار عمومي خيلي قدرت مييابد و نظام اداري در برابر اين پديده تا مدتهاي مديد محتاطتر برخورد ميكند ولي باز به تدريج قدرت خود را به دست ميآورد و مجددا به همان راه قبلي ميرود.
تصور نميكنيد كه فناوري، قدرت بوروكرات بازدارنده را تعديل كرده است؟
هر نظام اداري ابزار و لوازم خاص خود را ميطلبد. مثلا ما استفاده صحيحي از كامپيوتر نميكنيم، كامپيوتر را در نظام اداري خود حاكم كردهايم ولي نميتوانيم به راحتي از آن بهرهبرداري كنيم. قوانين و مقررات نظام اداري ما كهنه است و شايد بتوان گفت، بخشي از اين قوانين مربوط به سالها پيش است. در واقع فناوري در اختيار ديوان سالار قرار گرفته است. 25 سال از انقلاب ما ميگذرد ولي گاهي بعضي از قوانين اداري ما ريشه در دوره قاجار دارد. ناسخ و منسوخ در نظام اداري ما زياد است و در اين شرايط به راحتي ميتوان كاري را انجام داد و يا جلوي انجام كاري را گرفت. چون به راحتي ميتوان ماده يا تبصرهاي پيدا كرد و كار را توجيه كرد و بالعكس.
آقاي ماهاتيرمحمد وقتي حدود 20 سال پيش به مالزي حاكم شد، به يكباره نظام قوانين موجود را نقض كرد و قانون جديدي تدوين نمود و گفت: قوانين جديد ما اين چند صفحه است و قوانين گذشته ديگر هيچ، در اين صورت نظام شروع به حركت سريع ميكند و شتابان به جلو ميرود. ولي در بعضي نظامها، مثل كشور ما، هنوز اتكا به قوانين گذشته وجود دارد. برخي از قوانين مال ديروزند و بايد امروز اجرا شوند.
شما معتقديد اگر قوانين ما تغيير يابد، به طور قطع نظام اقتصادي كشور دچار تحول ميشود؟
ما با فرهنگ سازمانياي سر و كار داريم كه يك فرهنگ قديمي است و مربوط به نظام دامداري و كشاورزي است و وارد فرهنگ صنعتي با مشخصات صنعتي به معناي واقعي نشدهايم، و اينها در جمع موجب ديوانسالاري ناكارآمد ميشود.
نمودها، روندها و چشماندازها را در آينده چگونه ميبينيد؟
آينده به اين صورت است كه ما ناچاريم با توجه به اتفاقاتي كه در سطح جهان در حال رخ دادن است، مراودات خود را با كشورهاي ديگر بيشتر كنيم، تعاملات بيشتر شود و در نتيجه اصلاحات را در نظام اداري و قوانين خود ايجاد نماييم. بنابراين نگاه من به آينده خوشبينانه است.
از سر انتخاب است؟
نه ... از سر اجبار است. به اين دليل كه شما جزيي از يك جامعه جهاني هستيد و اين جامعه جهاني حركات خود را به شما تحميل ميكند و شما ناچاريد اين را پذيرا باشيد. اما شما مي توانيد روي اين نظام جهاني تاثير نيز بگذاريد و انفعالي صرف برخورد نكنيد. كاري كه ژاپنيها كردند و همكيشان مالزيايي ما در شرف انجام آن هستند. از طرف ديگر نقش رسانهها را نبايد ناديده گرفت. رسانهها الگوهاي مختلف از جهان را نشان ميدهند و طبيعتا روي مردم تاثير ميگذارد و مردم به تدريج به حقوق خود وقوف بيشتري پيدا ميكنند. وقتي مردم متوجه ميشوند در اروپا، ژاپن، آسياي جنوب شرقي و ... نظامهاي اداري با شهروندان بسيار خادمانهتر برخورد ميكنند، اين توقع در آنها شكل ميگيرد كه نظام اداري ما هم بايد چنين باشد و در اين صورت است كه به تدريج ناچار به انجام اصلاحاتي در نظام اداري خود هستيم.
آيا در اين شرايط و در عصر فراصنعتي، ميتوانيم الگويي ايراني، در جامعهمان حاكم كنيم كه توانايي ارائه پاسخ به نيازهاي توسعهاي كشورمان را داشته باشد؟
بحث الگوي ايراني نيست، بحث اين است كه مديريت براساس يكسري شاخصها بناگذاشته شود و ببينيم آيا در ايران يك چيز مشخص و معين وجود دارد يا اينكه بيشتر تبعيت ميكنيم؟ در يك دورهاي مديريت ايراني وجود داشت، علت هم اين است كه در عصر دامداري و كشاورزي مبدع و مبتكر بوديم و نظامها به صورت خود جوش از درون سيستم ما آمده بود.
به نوشته ابن اخوه محتسب صبح قبل از طلوع خورشيد و حتي قبل از نماز برميخواست، به حمامها سركشي ميكرد، گرمي و سردي آب حمامها را مورد بررسي قرار ميداد و در اين حال چيزي كه برايش اهميت داشت، تقرب به خدا بود. وقتي عصر ما صنعتي شد، اين عصر متعلق به ما نبود بلكه وارداتي بود، با واردات صنعت، طبيعي است كه در فرهنگ ما بايد اصلاحاتي صورت ميگرفت و اين اصلاحات انجام نگرفت. ما نظام صنعتي را پذيرفتيم، اما همان فرهنگ دامداري و كشاورزي خود را حفظ كرديم. اين نظام صنعتي وارداتي بيشتر براساس قوانين، قواعد و مقرراتي نوشته شده بود، كه ما هيچكدام را نداشتيم، اما فرهنگ گذشته ما در جاي خود باقي ماند و حتي در برخي موارد دچار انحطاط شد.
بنابراين اين سيستم ناكارآمد شد و به درستي جواب نداد. اگر طور ديگري به قضيه نگاه شود، براي تعريف مديريت ايراني، ابتدا بايد بررسي كنيم كه اصولا فرهنگ ايراني چيست؟ اگر ژاپن مديريت خاصي داشته است، به آن دليل است كه اين مديريت صنعتي را برده است در چارچوب فرهنگ خودش قرار داده است.
اينها را از بطن فرهنگ خود استخراج كرده، اما نظم را صنعتي كرده است. فرض بفرماييد در گذشته ساموراييهاي ژاپن اين را نسبت به رعايا و اربابهاي خود انجام ميدادند، حال چنين شخصي در شركت ميتسوبيشي و ... انجام ميدهند. بنابراين اين نظام را با فرهنگ خود منطبق ميكنند و اين كاري است كه ما نكردهايم و هر كس هم آمده انجام دهد با مقاومت شديد روبهرو شده است.
ايرانيها بيشتر علاقه دارند، ماشين آلات صنعتي پيشرفته وارد كنند تا اينكه سراغ فناوري و امور نرم افزاري بروند؟
بله، متاسفانه در مملكت خود حاضريم هزينه زيادي براي سخت افزار تخصيص دهيم ولي براي نرمافزار چنين هزينهاي را صرف نميكنيم. به عنوان مثال، در واردات تكنولوژي، اگر گفته شود فلان ماشين، 2 ميليارد تومان ارزش دارد، در كوتاهترين زمان آن را وارد ميكنيم. اما اگر در رابطه با همين ماشين گفته شود، فلان تحقيق راجع به نرم افزار اين ماشين و انجام كار با آن و انطباق آن با فرهنگ وجود دارد و 2 ميليون تومان هزينه آن است، به عنوان يك مدير اعتقاد داريم كه هزينه كردن براي آن، پول دور ريختن است و به دشواري ميپذيريم .
تا حالا به اين قضيه فكر كردهايد كه ميشود مديريت ايراني را خلق كرد؟
به اين مساله قطعا اعتقاد دارم و مدعي آن هستم. سالها پيش گفته و نوشتهايم. بيش از 20 سال پيش.
تحقيقاتي هم در واحدهاي صنعتي يا دانشگاهي انجام شده است؟
در چندين سازمان اين تحقيقات را انجام دادهام و هم اكنون در دانشگاه تهران، پارس خودرو، تراكتور سازي تبريز، فولاد خوزستان، ذوب آهن اصفهان، لاستيك كرمان، اين تحقيقات در حال انجام است و بخشي از آن انجام شده، من عميقا به انجام شدن اين كار اعتقاد دارم.
عميقا به چيزي براي توسعه صنعتي كشورمان اعتقاد داريد؟
به اين كه ما بياييم اصول مديريت را با فرهنگ خود همخوان كنيم و بين فرهنگ و فرايند مديريت يك ارتباط ايجاد كنيم. ممكن است اين پرسش مطرح شود كه كليات اين نظريه چه ميتواند باشد؟ ابتدا بايد ريشههاي فرهنگ خود را درآوريم. ريشه فرهنگ در كشور ما بيشتر عاطفي است، اما در غرب بيشتر منطقي است. ما در مديريت خود به خوبي ميتوانيم از اين عواطف و احساسات استفاده كنيم و ميزان كارايي كاركنانمان را به حد زيادي بالا ببريم كه در اين مورد ما مصاديق تاريخي بسيار فراواني داريم.
نظام غرب روي نظم پايهگذاري شده است اما ما در زندگي خود منظم نيستيم. شهرسازي قديم ما، روستا سازي قديم ما و ... همه با يك بينظمي بوده است و اين بينظمي هميشه بوده است ، اما مديريت امروز روي يك نظم قرار دارد. حال اين سوال مطرح است كه چگونه ميتوان اين بينظمي را به نظم تبديل كرد؟!
ما سالها با روميها جنگيديم، لژيونهاي رومي در جنگ با نظم خاص حركت ميكردند، اما سربازهاي ايراني، هميشه در يك بينظمي قرار داشتند و همين بينظمي، نظم لژيونهاي رومي را به هم ميريخت و در نتيجه در اغلب موارد برد با مابود. ما بايد در جهان امروز بررسي كنيم و ببينيم با اين جهان منظم چگونه برخورد كنيم كه به منفعت خودمان هم باشد. اما اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه تمام قدرت ما در نظام دامداري و كشاورزي بوده است. در حال حاضر ما در عصر صنعت و فرا صنعتي هستيم و بايد اين انطباق را با عصر صنعتي و فرا صنعتي بدهيم اما متاسفانه مديران ما به اين نكته اعتقاد ندارند و براي آن هزينه نميكنند . اگر در آمارها بررسي كنيد، ميبينيد كه در اين 25 سال چقدر سختافزار خريدهايم، و بعد مقايسه كنيد كه چقدر هزينه كردهايم تا اين سختافزارها را با جامعه خود انطباق دهيم.
آمارها نشان ميدهد در سال گذشته 80-79 درصد تركيب سبد مبادلات مربوط به كالاهاي واسطهاي و صنعتي است و آمار كالاهاي مصرفي 20 درصد است. به هر حال اين همه تكنولوژي در حال ورود است.
بله... ما تكنولوژي را به راحتي وارد ميكنيم. به عنوان مثال ما مدعي انرژي هستهاي هستيم و كم و بيش تكنولوژي آن را پيدا كردهايم. اما به عنوان مثال در صنعت فولاد و با پتروشيمي و امثال اينها ، در حال حاضر پيشرفتهترين تكنولوژي فولاد سازي را در فولاد آلياژي در يزد داريم و اين پيشرفتهترين تكنولوژي است كه حتي بسياري از كشورهاي غربي هماين تكنولوژي را ندارند . يعني صنعتگران، مديران و مالكان بنگاهها حاضر به خريد پيشرفتهترين تكنولوژيها نيز هستند. اما وقتي گفته ميشود كه 20 ميليون تومان خرج كن تا بفهمي فرهنگي كه با اين تكنولوژي سازگار است، چيست، ميگويند مگر ميشود در مورد مطالعه فرهنگ اينقدر پول پرداخت؟ حتي سيستمهاي حسابرسي ما نسبت به خريد تكنولوژي حساس نيست اما راجع به بررسي درباره فرهنگ با هزينه به عنوان مثال 2 ميليون تومان بسيار حساس است.
ما بايد هستههاي فكري قوياي را ايجاد كنيم و در اين راستا بينديشيم، دانشمندان زيادي را به كار بگيريم، از جامعهشناسان، حقوقدانان، روانشناسان اجتماعي، علماي علم مديريت، ارتباطات و غيره و به آنها امكانات پژوهشي بدهيم و در ضمن يافتههاي آنها را گرامي بداريم و براي اجرايي كردن آنها بكوشيم و سرمايهگذاريهاي قابل ملاحظه انجام دهيم. من معتقدم تجربه ژاپن، كره و مالزي را بايد به دقت مورد توجه قرار دهيم و از دل آنها قواعدي استخراج كنيم. بايد نيروي متخصص را جايگزين روابط قوممداري و عوامل ديگر كنيم تا راه موفقيت را باز كند.
برخی از مصاحبه هاو مقالات دکتر فرهنگی :
دكتر علي اكبر فرهنگي:
نسل دانشآموخته ميتواند وضعيت IT را دركشور بهبود بخشد
معرفي توانمند سازي در مديريت و الگوهاي آن
دكتر علي اكبر فرهنگي
نقش روابط عمومي در جهت رسيدن به اهداف سازمان : دكتر علي اكبر فرهنگي
دكتر علي اكبر فرهنگي :
تأمين آسايش رواني مردم از مهم ترين كاركردهاي روابط عمومي ها در توسعه است
دكتر فرهنگي،استاد دانشگاه تهران : احتمال رانت خواري علمي در هر نظام دانشگاهي وجود دارد
زندگي و انديشه پيشتازان علم ارتباطات اثر ويلبر شرام - با مقدمه دكتر علي اكبر فرهنگي
سخنرانی دكتر علي اكبر فرهنگی در پنجمين گردهمايي مسئولان روابط عمومي هاي صنعت نفت
گفت وگو با دكتر علي اكبر فرهنگي استاد علوم ارتباطات و مديريت :مديريت رسانه چه مفهومي دارد؟


