يك مرد آمريكايي نام دامنهي pizza.com را كه از سال ١٩٩٤ با پرداخت سالانه ٢٠ دلار حفظ كرده بود، به مبلغ ٦/٢ ميليون دلار فروخت. ادامه
35سال پيش در سوم ماه آوريل سال 1973، نخستين تماس تلفن سلولاري عمومي توسط مارتين كوپر، مخترع تلفن همراه انجام شد.
به گزارش ايسنا، مارتين كوپر زماني كه مدير كل بخش سيستمهاي مخابراتي موتورولا بود، نخستين مكالمهي تلفن سلولاري را از خيابانهاي شهر نيويورك انجام داد و اين تماس سرآغاز تحولي گشت كه زندگي سه ميليارد نفر از مردم سراسر جهان را تغيير داد.
بر اساس اين گزارش نخستين تلفن سلولاري نسبت به استانداردهاي امروز بسيار بزرگ بوده و در حدود يك كيلوگرم وزن و در حدود 25 سانتيمتر اندازه داشت و پيش از پايان يافتن باتري آن به مدت 20 دقيقه ميتوانست مورد استفاده قرار بگيرد.
هر چند تلفنهاي سلولاري و سرويسهاي آنها در عرض 35 سال گذشته راه طولاني را طي كردهاند اما كوپر و همسرش آرلن هريس كه شريك تجاري وي نيز محسوب ميشود از اين كه تلفنهاي همراه به صورت غير ضروري براي بسياري از مردم پيچيده شدهاند مايوس شده و تصميم گرفتند تلفن همراهي را با همان سادگي تلفنهاي همراه اوليه مجددا بسازند؛ تلفن همراهي كه بدون دوربين، پخش موسيقي يا مروگر وب و مناسب صحبت كردن و گوش دادن است.
هريس كه خود در صنعت مخابرات و بيسيم يك فرد با سابقه است و از او به عنوان اولين بانوي بيسيم ياد ميشود به همراه همسرش، جيترباگ را كه تلفن سلولاري و سرويس سلولاري كاملا متفاوتي است ايجاد كردند كه اكنون مورد استفادهي دهها هزار نفر در سراسر آمريكا است.
آرلن هريس در اين باره اظهار كرد كه تلفنهاي همراه و سرويسها هر سال پيچيده و پيچيدهتر ميشوند و جيترباگ براي كساني به وجود آمد كه در زمينهي تماس با ديگران همچنان براي مكالمه در يك ارتباط واضح و به عنوان بخشي از يك سرويس ساده كامل ارزش قائل هستند.
Two roads diverged in a yellow wood,
And sorry I could not travel both
And be one traveler, long I stood
And looked down one as far as I could
To where it bent in the undergrowth;
Then took the other, as just as fair,
And having perhaps the better claim,
Because it was grassy and wanted wear;
Though as for that the passing there
Had worn them really about the same,
And both that morning equally lay
In leaves no step had trodden black.
Oh, I kept the first for another day!
Yet knowing how way leads on to way,
I doubted if I should ever come back.
I shall be telling this with a sigh
Somewhere ages and ages hence:
Two roads diverged in a wood, and I—
I took the one less traveled by,
And that has made all the difference.

